قهرمان ميرزا عين السلطنه

3213

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

هزار [ است ] . هميشه بيگار مىگرفتند و مفت كار مىكرد ، اما من موقوف [ كردم ] و پول مىدهم . اين هم يكى از اصلاحات و . . . « 1 » من است . عباس چهارشنبه 24 - عباس راست يا دروغ حركت به سمت طهران كرد كه عيال طهرانى خودش را بياورد نزد عيال الموتى . كاغذجات زياد به طهران عرض [ شد ] . اين عباس اهل هر سن و قديمى نوكر است . اما در اين مدت طولانى تغييرى در فهم و ادراك او حاصل نشده سه كار غريبى داشت . يكى آن‌كه هروقت لقمه در دهانش بود بلندبلند حرف مىزد . ديگر اين‌كه خميازه با صدائى مىكشيد كه تحمل‌ناپذير بود . سيم بقدرى سرفه مىكرد كه تمام مردم را به ستوه مىآورد . دوتا پول هم از او كار ساخته نبود . شايعه در مورد سردار اسعد امروز هم كوهها را برف زد و اين برف ديگر نمىرود . مهدى رفته است اجارهء مدان و سرخه كوله را درست كند . من رشوندها را جلو كشيده مقابل رعايا مدعى اجارات مىشوند . راوى ثقه كربلائى على كل ورسى امروز مىگفت حاجى عليقلى خان سردار اسعد به لباس مبدل آمد از قزوين به سمت فرنگ رفت . مخارج پذيرائى چيزىكه مرا خيلى متضرر مىكند اين مخارج ناهار و شام و چاى است . روزى نيست ده ، پانزده نفر ، بيست نفر رعيت اينجا نباشد . اين مخارج در مقابل آن‌كه من دينارى به هيچ اسم‌ورسم از آنها اخذ نمىكنم نقد و جنس ماليات هم با ديگرى است تعدى فاحش است . بره دوازده هزار اگر اندرونم بيايد خيال دارم بدون خجالت و سرزنش نوكرها اعلانى بكنم و موقوف دارم . اما نوكرها نخواهند گذاشت مگر اعلان را بدون اطلاع آنها انتشار بدهم . يك برهء دوازده هزارى مىآورند سى نفر از دنبال آن .

--> ( 1 ) - يك كلمه ناخوانا .